دکتر محمد سلیمانی - در فرانسه چه خبر بود؟

چهارشنبه 24 بهمن 1397 - 04:23
خاطرات دوران انقلاب
در فرانسه چه خبر بود؟

من قبل از انقلاب براي ادامه تحصيل در مقطع دکتري در فرانسه بودم. در شهر گرونوبل در جنوب شرقي فرانسه نزديک مرز ژنو. خب بحث­هاي انقلاب و تظاهرات انقلاب را کمابيش تلويزيون­ها نشان مي­دادند و يک شرايط خاصي بود. ارتباطات آن موقع خيلي هم آسان نبود. ارتباطات فقط از طريق تلفن بود. تلفن هم براي دانشجويان گران بود بنابراين ارتباط با ايران به سختي امکان­پذير بود. حضرت امام به پاريس آمدند. با وجود حضرت امام که در نوف لوشاتو مستقر بودند، پاريس مرکز اصلي انقلاب اسلامي ايران شد. ما هم توفيق پيدا کرديم يک بار به پاريس رفتيم. هم در نوف لوشاتو پاي صحبت­هاي امام نشستيم، در يک اعتصاب غذا هم شرکت کرديم. اعتصاب غذايي که در يک کليسا توسط دانشجويان سراسر جهان شکل گرفته بود که هدفش اعتراض به رژيم شاه بود که دست از اين کشتارها بردارد. دنبال استقلال و آزادي بوديم که شعار اصلي انقلاب بود و اينکه اجازه بدهند حضرت امام به ايران برگردد، زيرا در آن موقع فرودگاه­ها را به روي امام بسته بودند و اجازه­ي بازگشت به امام را نمي­دادند.

24 سالم بود، دانشجوي دکترا. آن موقع به هر حال شرايط يک شرايط خاصي بود. هنوز انقلاب اسلامي ايران براي غربي­ها يک پديده­ي شناخته شده‌اي نبود. آن زير ساخت­هاي لازم براي کنترل دانشجويان و يا براي کنترل انقلاب اصلا وجود نداشت. لذا تظاهراتي هم که شکل مي­گرفت آن تظاهرات عمدتاً بدون مجوز بود ولي انجام مي­شد و پليس نمي­دانست در واقع چه کار بايد انجام دهد و نمي‌توانست کنترل کند. اعتصاب غذايي که در يک کليسا در پاريس شکل گرفت تقريباً دانشجويان از سراسر جهان از آمريکا، هند، فيليپين و از اروپا براي زيارت امام آمده بودند.

مدتي بود که انقلاب و تظاهرات خياباني شروع شده بود و داستان قيام مردم قم و تبريز در سال 56 شکل گرفته بود. در مدت يکسالي که آيت الله مصطفي خميني به رحمت خدا رفته بود نام امام بر سر زبان­ها افتاده بود. دانشجويان خارج از کشور امام را بيشتر مي­شناختند و سخنراني ها و بيانيه هاي حضرت امام به آن­ها راحت تر مي­رسيد. داخل کشور به دليل محدوديت­هايي که وجود داشت امکان دسترسي کمتر بود. هر دانشجوي ايراني هنگام بازگشت به شهر و کشورش، دست پر ميرفت و در آنجا به تبليغ و سازمان دهي مي­پرداخت. ما هم وقتي به شهر محل سکني در جنوب فرانسه برگشتيم تشکيلات انجمن اسلامي را توسعه داديم. چون نام امام بر سر زبان­ها افتاده بود، بحث اسلام و انقلاب اسلامي براي مسلمانان آن محيط بسيار جالب بود. صحبت­هاي امام هم ترجمه مي­کرديم. در آن زمان در دانشگاه روزنامه ديواري مرسوم بود و امکانات چاپ و تکثير هزينه بر و سخت بود. در دانشگاه­هاي مختلف ميز کتاب همراه با روزنامه ديواري داشتيم. کتاب­هاي مختلفي از روحانيون و دانشمندان ايراني مثل حضرت آيت الله مطهري، آيت الله مفتح و شهيد بهشتي گذاشته مي­شد. برخي از کتاب­ها ترجمه مي­شد. کتاب­هاي کوچک راجع به اسلام و مکتب اهل بيت موجود بود. اين کتاب­ها را يا مي­خريدند و يا قرض مي­گرفتند. اين ميز کتاب هفته­اي دو سه روز در دانشگاه­هاي مختلف برگزار مي­شد.

دانشگاه­ها هم مخالفتي نداشتند. اين کار در لابي رستوران­ها که محل تجمع دانشجويان بود انجام مي­گرفت که براي تمام دانشجويان مرسوم بود. دانشجويان ديدگاه خود را روي کاغذ بزرگ به صورت درشت با ماژيک مي­نوشتند و به ديوار نصب مي­کردند. اين روزنامه­ ديواري مرکز تبادل اطلاعات و اخبار شده بود، در واقع کار شبکه­هاي اجتماعي را مي­کرد. نوشته­ها معمولا به سه زبان فارسي، عربي و فرانسوي بود. در ترجمه از افراد ديگر خصوصاً آفريقائيان مسلمان عاشق امام کمک مي­گرفتيم. جمعيت زيادي مي­آمدند و آن­ها را مي­خواندند. بحث­هاي زيادي شکل مي­گرفت که گاهاً چالشي مي شد. پرسش و پاسخ بود. دوستان ما هم براي پاسخ به سوالات و رفع ابهام در آنجا مي­ايستادند. گروهک­هاي ديگر ايراني هم بودند که ضد شاه بودند و اکثراً مارکسيست بودند، ولي بعداً ضد‌انقلاب شدند و از امام و انقلاب اسلامي فاصله گرفتند. کار ديگري که ما در دانشگاه انجام مي­داديم دعوت افرادي بود که به ديدار امام مي­آمدند. با دوستاني که در پاريس بودند هماهنگ مي­کرديم که اين افراد را به شهر ما اعزام کنند. ما آن­ها را براي سخنراني به محافل مختلف مي­برديم. حتي مترجم هم با آن­ها مي­برديم. سخنراني­ها در محافل دانشجويي و حتي دبيرستاني انجام مي­گرفت و مسائل ايران را توضيح مي­دادند. گاهاً جاي شکنجه هاي ساواک روي بدن خود را به حاضرين نشان مي دادند. اين کار براي ايراني­ها، فرانسوي­ها و براي مسلمين جداگانه انجام مي­گرفت. مذهب دوم فرانسه اسلام است و جمعيت قابل توجهي مسلمان دارد. خصوصا در شهرهايي که جنبه­ي کارگري، صنعتي و کارخانه­اي دارند، در شهري که ما بوديم نيز ‌چنين وضعيتي داشت. کار ديگري که انجام مي­داديم توزيع بروشورها در خوابگاه­هاي کارگري (عمدتاً مسلمان) بود. البته از خود آن­ها کمک مي­گرفتيم و اعلاميه‌ها توسط آن‌ها در خوابگاه‌ها توزيع مي‌شد. اين­­ها همه براي قبل از 22 بهمن 1357 بود.

کار ديگر تظاهرات بود، هرچند تعداد اندکي بوديم، چند ده نفر با احتساب مسلمانان ساير کشورها، هماهنگ مي­شديم و اطلاعيه مي­زديم و در خيابان­ها و مراکز شلوغ حضور پيدا مي­کرديم با پلاکاردها و نوشته­هاي مختلف روي کاغذ يا پارچه تجمع مي­کرديم. تراکت­هايي هم به زبان فرانسوي تهيه مي­کرديم و در شهر توزيع مي­کرديم. با اين کار پيام امام و انقلاب منتشر مي­شد و اين پيام­ها به دست بدنه­ي مردمي در اروپا مي­رسيد و به اخبار مديريت شده که توسط راديو و تلويزيون فرانسه پخش مي­شد اکتفا نمي­کرديم. البته در سال 1357 با حضور امام در پاريس تا حتي سالهاي بعد، همه شبکه هاي تلويزيوني فرانسه اخبار انقلاب اسلامي را مفصل پخش مي کردند. اين تبليغ دانشجويان باعث شد که خيلي از مسلمين انگيزه و جسارت پيدا کنند. از همان جا تجربيات انقلاب کم‌کم به آن­ها منتقل مي­شد. در فرانسه اغلب مسلمانان مراکشي، تونسي و الجزايري هستند. از الجزايري­ها استفاده­ي ديگري هم مي­شد. چون اين­ها خودشان يک انقلابي داشتند تجربيات خود را منتقل مي­کردند چرا که انقلاب الجزاير با اسلام شروع شد و بعد انحراف پيدا کرد و به دست ليبرال­ها افتاد. اساتيد صاحب نام الجزايري و مراکشي در فرانسه زياد بود. اين­ها اطلاعات زيادي از انقلاب خود، معضلات، مشکلات و دلايل انحراف بيان مي­کردند و مي­گفتند شما حواستان به اين­ها باشد. شهر گرونبل مسجد نداشت، بخشي از فعاليتمان را در يک کليسا متمرکز کرده بوديم.

آن موقع هنوز خيلي به بحث شيعه و سني دامن نزده بودند. همه مسلمين يکپارچه به عنوان اينکه يک نهال نوپا به نام اسلام در دنيا به دست امام کاشته مي­شود و رشد مي­کند موافق و مدافع بودند. نه دولت­هاي غربي، نه دولت فرانسه، نه عربستان و نه ايران آمادگي اختلاف شيعه و سني را نداشتند همه زير چتر اسلام بوديم. همه­ي فرقه­هاي اسلامي مدافع انقلاب اسلامي بودند. مثلا در سفر توريستي که با يکي از دوستانم به الجزاير داشتيم تقريباً دو هفته در آنجا بوديم. در اين مدت فقط يک شب در هتل مانديم باقي روزها به محض ورود به شهر به مسجدي ­مي رفتيم تا نماز بخوانيم. بلافاصله دور ما حلقه ­زدند و مي­پرسيدند از کجا هستيم. به محض اين‌که مي­گفتيم ايران، ما را بغل مي­کردند و مي­پرسيدند حال امام ما چطور است. اصلا امام خميني را به عنوان امام خودشان قبول داشتند. بعد ما را به خانه­ي خود مي بردند و دوستان خود را جمع ­مي کردند تا صبح پرسش و پاسخ داشتيم. چهره­ي امام واقعا يک چهره­ي جذابي بود زيرا ايشان اخلاص داشتند و يک مرد الهي بودند. کسي که بيان و صحبت­هاي امام را مي­شنيد و متوجه نمي­شد فقط از تن صدا و زيبايي گفتار امام لذت مي­برد. خيلي­ها از ما تقاضاي چاپ عکس امام بر روي لباس­ها را داشتند که با امکانات دانشجويي ما امکان پذير نبود. در شهرهاي مختلف که مي­رفتيم ما را به دانشگاه­ها مي­بردند تا براي آن­ها سخنراني کنيم. اعلام عمومي مي­کردند و ظرف مدت کمي دانشجويان جمع مي­شدند و ما براي آن­ها ده دقيقه سخنراني مي­کرديم و سپس به پرسش و پاسخ مي­پرداختيم. اين شرايط را امام در دنيا براي اسلام ايجاد کرد. خيلي­ها ايران را نمي­شناختند و حتي راجع به زبان ما هم اطلاعاتي نداشتند. از وقتي امام آمد همه فهميدند ايران کجاست. فرانسويها ما ايرانيها را عرب مي دانستند. فکر مي کردند زبان ما عربي است. حضور امام باعث شد همه بفهمند زبان ايران عربي نيست و فارسي است. در جايي داشتيم تظاهرات مي­کرديم 30، 40 نفر هم بيشتر نبوديم و پلاکارد­ و عکس­هاي امام را به دست داشتيم. يک مرتبه يک بچه­ي کوچک که با مادرش بود، بعد از ديدن عکس امام دست مادرش را ول کرد و به عکس امام اشاره کرد و گفت" مامان، مامان، خميني" و حرکت کرد تا بيايد و عکس امام را بگيرد. امام در فرانسه محبوبيت زيادي پيدا کرده بود. خيلي از فرانسوي­ها که اصلا مسيحي بودند مراجعه مي­کردند  و امام را دوست داشتند و مي­گفتند درسته امام اسلام را زنده کرده ولي امام دين و مذهب را هم زنده کرده­است که اين به نفع مسيحي­ ها هم است. براي همه منجي بود. ما در خانه­ي اجاره­ اي بوديم و تلويزيون نداشتيم و براي تماشاي اخبار به منزل صاحب خانه که طبقه­ي بالا بود مي­رفتيم. اخبار را از تلويزيون فرانسه به اين صورت دريافت مي­کرديم که تظاهرات عظيم در شهرها و نحوه­ي مقابله­ي رژيم شاه با اين تظاهرات را نشان مي­داد. همه نگران بوديم. برخي از دانشجويان که نمي­توانستند تحمل کنند به ايران بر مي­گشتند. الحمدلله حضرت امام در سال 57 به ايران برگشتند و انقلاب  موفق و پيروز شد.

زمان بازگشت امام به ايران بسيار جالب بود. ما در شهر پاريس نبوديم و از طريق اخبار پيگير بوديم. نوفل لوشاتو که دهکده­ اي آرام و بي سر و صدا بود با وجود رفت آمد­هاي مکرر ايراني ها به آن منطقه، بسيار محترمانه با ايرانيان برخورد مي­کردند. ما هم هر کجا که مي­رفتيم با افتخار مي­گفتيم ايراني هستيم. در کلاس هم با وجود مليت­هاي مختلف معلم به دليل حرکت­هاي امام و انقلاب به ما ايراني­ها احترام بيشتري مي­گذاشت. زيرا براي بدنه­ي مردم فرانسه اين موضوع جا افتاده بود که شاه يک ديکتاتور خونخوار است و در همين مدت امام افشاگري انجام مي­داد که اين بر قلب مردم فرانسه نشسته بود و آن­ها نيز خواهان سرنگوني شاه بودند. حضور فيزيکي امام در فرانسه باعث شده بود خبرنگاران خبرهاي ناب را مستقيم دريافت و پخش کنند که بعد از خروج امام اين ديگر رخ نداد.

 بعد از شش ماه که از انقلاب گذشت به وضوح معلوم شد که سانسور عليه اخبار واقعي انقلاب اسلامي توسط تلويزيون و رسانه­هاي فرانسه اجرا شد. روز به روز و سال به سال شديدتر شد. عليه امام شروع به تبليغات کردند. يکي از روزنامه­هاي فرانسوي سال 60 سرمقاله­اي نوشت و تيتر اول روزنامه را با عنوان نازي­هاي علي(ع) نوشت و از آنجا تفرقه افکني بين شيعه و سني را شروع کردند. در آن مقاله به شيعه خيلي توهين شده­بود. من در آن زمان پاريس بودم. چند نفر به دفتر روزنامه رفتيم تا با مدير صحبت کرده و اعتراض کنيم. گفتيم مطالبي که شما نوشتيد خلاف واقعيت است. بعد از آن اخبار ايران را سانسور کردند و اخبار امام را نشان نمي­دادند و شروع به تخريب چهره­ي امام و انقلاب کردند. اختلاف افکني بين شيعه و سني هم انجام مي­دادند.

دشمنان فکر مي­کردند مي‌توانند مشابه سال 32 با يک کودتا رهبر انقلاب را از بين ببرند و حکومت نظامي کنند. سال 60 منافقين به فرانسه آمدند و در آنجا مستقر شدند. بني صدر نيز در آنجا مستقر شد. به آن­ها جا، مکان، پول و نشريه دادند و سازمان درست کردند. اين افراد حضور فيزيکي در پاريس پيدا کردند و تبليغ ضد نظام اسلامي مي­کردند. شهر پاريس را به محل درگيري بين ايرانيان تبديل کردند. جالبه بدانيد که در اين شرايط بساط عيش و نوش سلطنت طلبها به راه و برقرار بود و با پولهائي که بر داشته بودند و به پاريس منتقل کرده بودند، به قول خودشان صفا مي کردند و اگر دعوائي بود سر اين پولها بود. همه طيف در پاريس جمع بودند. آخوندهاي ساواکي، فرمانداران نظامي فرار کرده، منافقين فراري، درباريان مزدور، شخصيتهاي مزدوري مثل تيمسار مدني، حسن نزيه، بني صدر، رجوي، بختيار، اشرف پهلوي، و..... شهر پاريس براي ايرانيان طرفدار انقلاب اسلامي کاملاً نا امن بود. انجام تظاهرات، تبليغ به نفع انقلاب، توزيع انواع تراکت و کتاب، حضور در مساجد کار دانشجويان طرفدار انقلاب بود. البته بايد تأکيد کرد که مسلمانان کشورهاي شمال آفريقا، شيعيان پاکستان و لبنان و عراق همواره همراه و حامي بودند. پليس فرانسه از دست دانشجويان ايراني مستأصل شده بود. هر هفته بايد زندان مي رفتيم. باز جالبه بدانيد يک خانم حامي مالي فرانسوي پيدا شد که مثل حضرت خديجه دارائيش را صرف تبليغ انقلاب اسلامي در فرانسه کرد، البته ده سال بعد به زندان انداختندش. ولي او عاشق امام و رهبري بود. فوت کرد و بر اساس وصيتش در قم به خاک سپرده شد. فرانسويان مسلمان فعال شده بودند و کار ايرانيها را ساده کرده بودند. آنها در متروها با منافقين معرکه گير بحث مي کردند و عملاً آنها را رسوا مي کردند. هر جمعه مساجد شهر پاريس محل تبليغ به نفع امام و انقلاب بود و يارگيري مي شد. پسر شاپور بختيار رييس پليس بود و به شدت ضد انقلاب اسلامي بود ولي ظاهراً بدنه پليس فرانسه از او حرف شنوي نداشت. يکسال در روز اول ماه مي يعني روز کارگر زير عکس امام چند هزار ثظاهر کننده جمع شدند که پليس ترسيد و سريع ايرانيان را جمع کرد و از تظاهرات خارج نمود. تظاهرات روز کارگر پاريس شهرت جهاني دارد.

آينده­ي کشور براي نسل جوان است. الان بايد درست تدبير و عمل کنند زيرا در مرحله آماده­سازي هستند. اين آمادگي بايد با پختگي، تجربه و آگاهي باشد تا در آينده اين جوان بيشتر تاثيرگذار باشد. موضوعي که الان در نظرم بسيار مهم است دانستن تاريخ از منابع صحيح و درست آن است. منابعي که جعلي نيستند. نسل جوان بايد بداند که چرا در مشروطيت کشور ما نتوانست آن راه را برود و دوباره گرفتار فردي به نام رضاخان شد که کشور به اندازه 200 سال عقب افتاد. چرا در صنعت ملي شدن نفت دوباره آن کودتا موفق شد. اين کودتا را چه کسي انجام داد و 16 آذر را چه کسي و چرا خلق کرد. چرا سال 57 اين انقلاب با اين وسعت و گستردگي پيروز شد؟ چرا مردم اينقدر عاشق انقلاب هستند؟ چرا علي رغم اين همه توطئه اين همه محروميت، تحريم و فشار، باز هم در 22 بهمن خيابان­ها پر از جمعيت است؟ زيرا اين­ها گذشته­ي خود را مي­دانند. مي­دانند در اين 40 سال قدمهاي بلند و بزرگي در انقلاب برداشته شده است. جوانان ما بايد دقيق بدانند که قبل از انقلاب يک حکومت تماما وابسته و گوش به فرمان داشتيم. شاه، وزير و نخست وزير ايران بدون دستور سفارت آمريکا و انگليس هيچ کاري نمي­توانستند انجام دهند. الان خوب و بدش دست خودمان است استقلال و آزادي واقعي پيدا کرديم. جوان بايد جايگاه خود را در رسيدن به آرمان­هاي نظام و انقلاب تعيين کند. اين آرمان توسط حضرت امام ترسيم شده و اين جواني که مي­خواهد مشارکت داشته باشد مي­خواهد ملت ايران را به قله برساند. اين جوان با چه آمادگي و با چه وضعيتي مي­خواهد شرکت کند. فقط سر در کتاب بودن کافي نيست. جوان بايد چند بعدي باشد. فعاليت­هاي اجتماعي و فرهنگي داشته باشد. حتما بايد در علم پيشرفت کند و دانش بياموزد.

 

 

 

نظر شما نظر شما نسخه مناسب چاپنسخه مناسب چاپ

 
آخرین اخبار
  • سليماني در گفت‌وگو با فارس: نمايندگان بررسي FATF را يکسال عقب بياندازند تا تکليف همکاري ما با اروپا مشخص شود -
  • سليماني در گفت وگو با فارس:مردم منتظر خبر برخورد با مفسدين و محتکران هستند/دولت و قوه قضائيه مماشات نکنند - نماينده سابق مجلس گفت: رهبر معظم انقلاب با آن اختيارات گسترده و وسيع که به قوه قضائيه ابلاغ کردند، نشان دادند که همان مطالبات مردم را سردست گرفته‌اند در نتيجه دو قوه مجريه و قضائيه نبايد معطل و مماشات کنند. مردم منتظر خبر برخورد با مفسدين هستند و هر چه ديرتر اين اقدام انجام شود، به ضرر است و اعتماد عمومي نسبت به اين دو قوه کمتر مي‌شود
  • سليماني در گفت‌وگو با فارس: - بسته 12 گانه دولت را بايد به فال نيک گرفت/ به مديران چابک، سرحال و معتقد نياز داريم
  • وزير پيشين ارتباطات در گفت‌وگو با جام جم آنلاين - پيام‌رسان داخلي با تنبلي دولت مواجه شده/ افزايش 10 برابري سرعت اينترنت با راه‌اندازي شبکه ملي اطلاعات بودجه‌اي که وزارت ارتباطات بخواهد در اين زمينه اختصاص دهد چندان هم زياد نيست و تصور مي‌کنم اگر حدود 5 تا 10 درصد 7 هزار ميليارد را به پشتيباني از پيام‌رسان‌هاي داخلي اختصاص دهند يک شبکه پيام‌رسان ناب و قابلي خواهيم داشت. به‌ويژه اينکه جوانان و کارشناسان ما در اين حوزه درصحنه عمل توانايي‌هاي بارزي از خود نشان داده‌اند. ضمن اينکه افکار عمومي هم علاقه‌مند به استفاده از پيام‌رسان داخلي است. سليماني خاطرنشان کرد: چرا بايد ما به يک پيام‌رسان خارجي وابسته باشيم که مشخص نيست سر نخ آن دست چه کسي است و در مواقع بروز مشکل چه کسي پاسخگو خواهد بود.
  • سليماني در گفت‌وگو با فارس: - سليماني در گفت‌وگو با فارس:قوه قضائيه قضات مجرم‌ را طبق فرمايش رهبري به مردم معرفي کند
  • سليماني در گفت‌وگو با فارس: - اروپايي‌ها هيچ‌گاه صادقانه رفتار نکرده‌اند/ طولاني‌شدن تعيين‌تکليف برجام اشتباهي استراتژيک است
  • در گفت‌وگو با فارس سليماني: - مجلس مقابل «اقدام غيرقانوني» دولت در عدم ابلاغ برنامه ششم موضع‌گيري کند. نماينده سابق تهران در مجلس با بيان اينکه متأسفانه دولت درباره قانون برنامه ششم و ابلاغ آن مي‌خواهد مانند ساير موارد قانون‌گريزي داشته باشد، وي گفت: مجلس بايد مقابل اقدام غيرقانوني دولت در عدم ابلاغ اين برنامه موضع‌گيري کند.